تبليغاتX
(¯`v´¯) رویای یک عاشق (¯`v´¯)
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده بر آب/ در دلم هستی و بین منو تو فاصله هاست

 

می خوام بنویسم میخوام درد دل کنم واسه هر کی جز ...

میام زود




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 7:1 توسط ..:: خوش قلب ::..

چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است


چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود


بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است


چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای


من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی


تو هوای دلم را با طراوت کردی


زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم


پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 20:30 توسط ..:: خوش قلب ::..

            

  تو یه جا نشستی مظلوم ...
من بیچاره یه محکوم...

قسم وآیه چه فایده ...
واسه پرونده ی مختوم...

بدجوری دلم گرفته...
شیشه ها مات و کبودن...

چرا قصه ها اسیرن...
یکی بود یکی نبودن...

تو سرت کجا شلوغه...
که یادت رفته منی هست...

کی اومد چشاتو روی ...
لحظه ها یکی یکی بست..

بگو شیطونه تو جلدت...
بگو که خودت نبودی...

بهتر از من گیر آوردی...
میمیرم من از حسودی...

هیشکی از من نمیپرسه ...
تو دلم چیا گذشته ...

درد طعنه های مردم ...
از دلم هیچی نذاشته...

تو رو دوست داشتن من نه...
نگو که یه جور گناهه ...

میدونم یه روز میای تو...
عمر این سفر کوتاهه...

توی این روزای آخر ...
انتخاب تو دو راهه...

عشق اولت منم من...
         ارزش اون به یه کاهه ؟        




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 3:10 توسط ..:: خوش قلب ::..

 من ياد گرفتم...

من ياد گرفتم وقتي دلتنگم خودم رو با روياهام سرگرم كنم!

من ياد گرفتم چه جوري وقتي اشكم داره مياد پايين خودم با دست پاكش كنم!

من ياد گرفتم چه جوري مهر سكوت به لبم بزنم وقتي توي دلم دنياي حرفه!

من ياد گرفتم چه جوري وقتي كه دلم از هر وقتي بيشتر ميگيره فقط به تو فكر كنم!

من ياد گرفتم وقتي كه تو نيستي چطوري خودم رو با يادت آروم كنم!




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 17:1 توسط ..:: خوش قلب ::..

        

 قلبم محکوم شد به ساده بودن ... غرورم محکوم شد  به خونسرد بودن ...... احساسم محکوم شد به کم حرف بودن ...دلم محکوم شد به گوشه گير بودن ..... چشمانم محکوم شد به مهربان بودن ...... دستهايم محکوم شد به سرد بودن .... پاهايم محکوم شد به تنها رفتن ... آرزوهام محکوم شد به محال بودن .... وجودم محکوم شد به تنها بودن .... عشقم محکوم شد به محبوس بودن ....




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 16:46 توسط ..:: خوش قلب ::..

وقتی فکر میکنی که به چه فکر میکنم ٬ دوست دارم فکر کنی که به تو فکر میکنم . . .

.

.

.

تیک … تاک … تیک … تاک

با هر تیک ساعت به یادت میوفتم  و با هر تاک ساعت دلتنگت میشم  . . .

.

.

.

صدای آب میآید ٬ در حوض دلتنگیم چه میشوئی ؟

کمی آهسته تر … ماهی کوچک دلم را در میان دستانت نمیبینی ؟؟

.

.

.

تو رو دوست ندارم … دوست ندارم . . .

اما نمیدونم چرا وقتی نیستی غصه ام میگیره !

.

.

.

نمی دانم چرا اين گونه است ؟ وقتی نگاه عاشق كسی به توست

میبينى ٬ اما ، دلت بسته به مهر ديگرى است …

بی اعتنا می گذرى و عاشقانه به كسى می نگرى كه دلش پيش تو نيست . . .

.

.

.

ز تمام بودنی ها تو فقط از آن من باش که به غیر از با تو بودن دلم آرزو ندارد  . . .

.

.

.

فکر میکردم عاشقی هم بچگی ست ٬ اما حیف این تازه اول زندگیست

زندگی چیزی شبیه یک حباب ٬ عشق ٬ آبادی زیبایی در سراب

فاصله با آرزوهای ما چه کرد ؟ کاش میشد در عاشقی هم توبه کرد . . .

.

.

.

روزی با خودم فکر کردم ٬ اگر او را با غریبه ای ببینم ٬ شهر را به آتش می کشم

ولی امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم او کجاست . . .

.

.

.

غریبانه شکستم من اینجا تک و تنها ٬ دل خسته ترینم در این گوشه دنیا

ای بی خبر از عشق که نداری خبر از من ٬ روزی تو آیی که نمانده اثر از من . . .

.

.

.

چه تاجی زدی بر سرم زندگی ؟ به غیر از مصیبت به جز بندگی ٬ یه روزم اگر

به شادی گذشت ٬ ندیدم بهاری ٬ محبت ز یاری ٬ دلم غرق خون شد

عجب روزگاری …عجب روزگاری . . .

.

.

.

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید ٬ ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود ؟

زنده را تا زنده است قدرش بدان ٬ ور نه بر روی مزارش کوزه گل چیدن چه سود ؟

.

.

.

وفای بی وفایان کرده پیرم ٬ برم یار وفاداری بگیرم ٬ اگر یار وفادار گیر  نیامد

سر قبر وفاداران بمیرم . . .

.

.

.

امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم ٬ خورشید فردا مال تو ٬ ببخش که عاشقت شدم

بدرقه لازم ندارم ٬ میرم عزیزترین ٬ نذار بمونه زیر پا ٬ قلبمو بردار از زمین

دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود ٬ غافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بود . . .




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 8:52 توسط ..:: خوش قلب ::..

            

به ديدارم بيا هر شب

در اين تنهايي تنها و تاريک خدا مانند

دلم تنگ است.

بيا اي روشن اي روشنتر از لبخند

شبم را روز کن در زير سرپوش سياهي ها

دلم تنگ است...!

بيا بنگر چه غمگين و غريبانه

در اين ايوان سرپوشيده وين تالاب مالامال

دلي خوش کرده ام با اين پرستوها و ماهي ها

و اين نيلوفر آبي و اين تالاب مهتابي .

شب افتاده است و من تنها و تاريکم ...

و در ايوان من ديريست

در خوابند...

پرستوها و ماهي ها و آن نيلوفر آبي

بيا اي مهربان با من !

بيا اي ياد مهتابي




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 8:20 توسط ..:: خوش قلب ::..

سلام

آیا میدانید دیگران راجع به شما چه فکری میکنند !!!؟؟؟

امروز یه تست روانشناسی فوق العاده جالب و بروز رو براتون آماده کردم که یکی از گروهها برام فرستاده بودند ... منم بد ندیدم که شما رو هم از این تست فوق العاده جالب بی بهره نذارم  شاید فکر کنید هیچ ربطی به مطالب وب نداره ولی از نظر من اگه آدم بفهمه دیگران انو چطور فردی می بینند خیلی کمکش مکنه می دونید که چی می گم!

 تست جالب روانشناسي : شخصيت خود را محك بزنيد
به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و گزینه جوابي را كه انتخاب مي كنيد يادداشت كنيد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد جمع بزنيد. حاضريد؟ پس شروع كنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟
الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زير، ه- - خيلى آهسته

۳) وقتى با ديگران صحبت مى كنيد؛
الف _ مى ايستيد و دست به سينه حرف مى زنيد،
ب- دستها را در هم قلاب مى كنيد،
ج _ يك يا هر دو دست را در پهلو مى گذاريد،
د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد،
و ه-_ با گوش خود بازى مى كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مىكنيد

۴) وقتى آرام هستيد، چگونه مى نشينيد؟
الف _ زانوها خم و پاها تقريباً كنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بيرون،
د _ يك پا زير ديگرى خم

۵) وقتى چيزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهيد؟
الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند كوچك،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند كوچك

۶) وقتى وارد يك ميهمانى يا جمع مى شويد؛
الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج _ در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد

۷) سخت مشغول كارى هستيد، بر آن تمركز داريد، اما ناگهان دليلى يا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف _ از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب _ بسختى ناراحت مى شويد
ج _ حالتى بينابين اين ۲ حالت ايجاد مى شود

۸) كداميك از مجموعه رنگ هاى زير را بيشتر دوست داريد؟
الف- قرمز يا نارنجى
ب- سياه
ج- زرد يا آبى كمرنگ
د- سبز
ه- آبى تيره يا ارغوانى
و- سفيد
ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستيد (در شب) در آخرين لحظات پيش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشيد؟
الف- به پشت
ب- روى شكم (دمر)
ج- به پهلو و كمى خم و دايره اى
د- سر بر روى يك دست
ه- سر زير پتو يا ملافه...

۱۰) آيا شما غالباً خواب مى بينيد كه:
الف- از جايى مى افتيد.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج- به دنبال كسى يا چيزى هستيد.
د- پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
ه- اصلاً خواب نمى بينيد.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد

خوب حالا برای مشاهده نحوه امتیازدهی و نتیجه گیری از این امتیازات به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

 


ادامه مطلب



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 18:46 توسط ..:: خوش قلب ::..

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 1:56 توسط ..:: خوش قلب ::..

 چگونه به سويت بيايم؟

اي هميشه مهربانم! با اين فاصله اي که بين من و توست چگونه بوسيدن آن چهره

درخشانت ميسر است؟ اي مهتاب آسمان شبهاي دلتنگي من ! با اين فاصله اي که بين من و

توست چگونه ميتوانم دستانت رادر دست گيرم  ؟؟

... آري من ستاره مي شوم و به آسمان زندگيت  مي آيم تا بر چهره درخشانت بوسه بزنم!

مهربانم! دلم به درد آمده از اين فاصله، دلم به درد امده از اين انتظار ودوري!

اي ستاره درخشان شبهايم!  با ديدن تو آرام مي شوم، و  روزها نيز که دل آبي ات را ميبينم

عاشق تر از هميشه مي شوم!

...

انتظار ميکشم تا...

تا  شايد خداوند بالهايي را به من هديه دهد

تا با بالهاي پر غرورم به سوي تو پرواز کنم و

دستان گرمت را

براي هميشه

در دست گيرم




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 1:41 توسط ..:: خوش قلب ::..

 

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 7:51 توسط ..:: خوش قلب ::..

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 7:24 توسط ..:: خوش قلب ::..